بخاری رو بغل کرده ام و،

نشسته ام!

بوی پرتقال، از بشقاب میوه ای که دیشب خوردم، به مشامم می رسه. هنوز نبردم بریزمش دور...

حیف روزهایی که با دلهره، 

و بی هدف،

داره سپری می شه ازم!

ما همیشه زیان یک چیز رو داده ایم، عدم توان تصمیم گیری!

الانم بلاتکلیفیم، هنوزم!