من و پدر!

بیمارستان!

مسخره است. صبح، عین ادم دزدی ها، برش داشتم اوردم اصفهان. نفس تنگی نذاشته بود بخوابه.  تو راه داشت خفه میشد! 

از صبح، اورژانسیم

و کم کم دارند اعزاممون میکنند به بیمارستان قلب،چمران.

نمیدونم. یا درست و سالم برش میگردونم، یا یک عمری چپ چپ نگاهم میکنند😂

خوبه حالش.

باید یکی، تصمیم بگیره! 

من کوچکترین!