لر ها،

به حرمت زبون مشترکشون، 

هفت پشت غریبه، به هم میگن پیا(؟)

پسر عمو شاید

همچین نسبتی

الان دوتا خانوم لر که هنوز منتظرند، کنجکاو حال دوتا آقای لر شدند که با وجود اتمام کار، هنوز نشسته بودند.

بعد از دو سه جمله، آقاها،دم رفتن، چنننننان سفت بفرما میزدند که بیا بریم خونه در خزمت باشیم،

که هیییییچ زید باز زبده ای، نتونسته جلوی یک جمع، به دوتا زید دیگه، اینجور تعارف بزنه!

نکته اینه که اینها، واسه بزو بزو نمیبرند، 

گمونم!

به محض اینکه یک گشت ارشاد درونشون سازماندهی بشه، گه میزنه به انسانیتشون! عجیبه تاحالا بنیاد مردم نهادی درونشون شکل نگرفته است...