سلاااام

ارااادت

ما خوبیم

این پست تکمیل میشود😊

خدایی با موبایل افاضه فیض کردن، خیلی سخته!

عرض کنم که سوار ویلچر شدیم بریم سونو، جیغ و ویله یکی رفت هوا! کلا برنامه ما هولد شد! الانم بیرونمون کردند.

دارم سرما میخورم، و این خیلی بده! بخصوص اگه پدر عمل کنه، باید یک داروخانه پیدا کنم و خوددرمانی کنم منم. بدبختی تخت بیخ پنجره هست،و هوا به غایت سرررد! لباس خیلی اوردم، پتو هم میدزدم، ولی، خدایی من بین پنجره و تخت پدر، سرررردمه!

عجیبه، من این منظره که کنار یک پنجره سرد با همین دشواری قراره بخوابمو، دقیق به یاد دارم! نمیدونم چرا، ولی صبح تا من رفتم و برگشتم، از اورژانس به ccu جابجا شده بود و، یک ناخودآگاه من تداعی شد برام.