پدر هییییچ نخوابید.

پلک رو پلک نذاشت. نتونست.

پروستاتش یکم بزرگ شده. اختلالی در عمل ایجاد نمیکنه، گویا،اما،منتهی،...

شده دیگه.

پدر چند سال متوالی قرص میخورد. قرصها، گویا باید عوض میشد. عوض که نشده، عوارض داده است...