حیفه اینو نگم

یک اقایی، ازین پدرسوخته ها، گرفتار تختخواب شده

چند روزیه شکم خان والا کار نکرده،

یک امر و نهیی به همراه و خدمه و کادر درمان میکنه که ادم خنده اش میگیره!

امروز، بعد از مدتها، آقا رید😂😂😂

اندازه یک زن که شش بار بزاد، صداهای ناهنجار از حلقومش در اومد😂

نااااازی میکنه که بیا و ببین

و شعوری لازم داره، که خدا بهش نداده!

دیروز، با عتااااب، با زنش حرف میزد، که الان که موقع آش نیست، چرا نمیفهمی؟

اینها رو با ناله بخونید، تا بفهمید چقدر حقیره کسی که واسه ریدنشم محتاج یکی دیگه است با اینحال، با این ادبیات، یا طرف حرف میزنه!

چرا نمیفهییییی...

بگو نفهم تویی خان باشتین!

مردکی از خوانسار، فامیلی معینی،یا همچین چیزی