خب، گمونم چهارشنبه شده است. تقریبا زمان از دستم گرخیده دیگه.

پدر خوبه. امروز واسه اکوی مری مجددا تلاش میشه.

پریروزها که اخوی پیشش بوده، وصیت کرده! همونروز اخوی بهم گفت. دیروز، نمیدونم چی شد که خودش متذکر شد و جای مناسبی بود که اشتباهات مهلکش رو در اون مدل وصیت کردن بهش گوشزد کنم. شفاهی بودن، شاهد نداشتن، از قوانین به روز نشده دین تبعیت کردن و پسر رو به دختر رجحان دادن، همه رو همزمان در همه چیز سهیم کردن، ...

فکر میکنم بعد چهل و اندی سال، اونقدر اعتماد داره که حرف مغرضانه ای نمیزنم. تصور میکنم بعد از ترخیص از بیمارستان، چندتا کار خیلی مهم واسه انجام دادن داره...

و کلا، وصیت نامه، هیچ ربطی به دور و نزدیکی مرگ ادم نداره. خودمم باید حواسم که جمع شد، یک حرکتی بکنم.

تو اطرافیان شما، چه نکاتی تو وصیت نامه نوشتن رعایت شده که خدابیامرزی در پی داشته احیانا؟

بگید، بلکه اشتباهات اسلافمونو تکرار نکنیم اینقدر! نسل به نسل یک خطا رو تکرار و تکرار و تکرار میکنیم!