تعادل
اخوی امروز مرخصی گرفته که بیاد جای من منتهی، تا بره این بچه رپ بذاره اینور، خانمو اونور، اون بچه رو اونطرفتر، ساعت هشت و.نیم تااازه حرکت میکنه سمت ما، که ده برسه!
مردحسابی، من که تمام زورمو میزنم که تو نه فقط شب بمونی تو بیمارستان، که سفر برگشتتم دیر نشه و سر شب برسی و الخ، خب دو روز بچه ها رو نبر! تاکسی بگیر براشون، فرض کن ...
میدونید رفقا، هیییییچ جایی نمیشه یک تل از خاک حتی بالا برد، مگه کنارش یک گودال ایجاد بشه! باید عمرتو بدی، تا یک خونه بخری، یک ماشین سوار بشی...
اینکه اخوی ما به جیبش فشار نیاره، قططططعا به اعصابش فشار اومده! حالا ده سال دیگه اگه بالانس اقتصادی اش رو بگیری، میبینی اقتصادی هم، حتی، قافیه رو باختی! یک ویزیت دکتر چقدره؟ یک تاکسی تلفنی چقدر؟
این، قانون تعادلی منه! معتقدم به تل و تپه!
یک زنه نیم زبونی، چس چس کنان، نییییم ساعته داره حرف میزنه، لاینقطع!
صداشو الان ضبط میکنم میذارم کانال!
خدا خر رو دید و ... گفتارشو نیم زبونی کرد!