صداقت و صراحت
این پیرمرد مجاورمون، بیدار شد،
بی اینکه چشمشو باز کنه، گفت وخسادم!
یعنی بیدار شدم😄
جفت همراهش پریدند هوا
پسرش گفت، میخوای یکم بیای بالا؟
گفت آره. دونفری کشیدنش بالای تخت.
پسره پرسید خوبه؟
آقاش گفت، نیمدونم!
اونقدر صادقانه که ادم بی اختیار لبخند میزنه بهش...
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۶ ساعت 6:24 توسط آرش
|