شبکار
هم بامزه است،
هم مسخره!
پدر قراره تحت نظر یک متخصص باشه
متخصص ها هم که هر شش ماه نوبت میدن
با یکعالمه واسطه، گفتند همین امشب، ساعت ده !
من بدبخت که خواب بودم مثلا، بلند شدم به ددددو، خودمونو رسوندیم مطب!
نصف شهر اینجان!
خوبی اینه که جای پارک فراوونه!
پدر گرامی از بیکاری کلافه بود،
حالا نشسته تو.مطب، انگار صندلی گازش میگیره! هی نق میزنه!
والله ادم مریض هم باشه، حق نداره اینقدر نق بزنه! خب من که گناه نکردم که تو مریض شدی پدر من!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 22:32 توسط آرش
|