بحران
رفقا، لطفا پیغام پسغام رو گوشی نکنید، بیمارستانم، دستم بنده.
نظری اگه دارید همینجا بفرمایید.
اخوی دیشب بالا سر بیمار بوده، امروزم سر کار! از ظهر تحت فشار پزشکها که اجازه عمل بدید و وضع مریضتون بد است و الخ.
از تو، خالی شدند! فشار پدر گرامی هم رفته پایین و بالا نمیاد! خلاصه که، جمع کردم و بازم شبی، اومدم آبادی. الان بیمارستانم. اخوی و آبجی و عمو و پسرشو فرستادم رفتند خونه. منم نشسته ام که مریضمو بالن پمپ کنند ببینیم چی میشه.
همین.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ ساعت 20:13 توسط آرش
|