شب عادی
یکی دو ساعتی دکّون بودم.
دفتر ساختمان
باید حسابها رو جمع کنم و یک جلسه عمومی بذارم
راستش، حوصله ام نمی شه.
دیگه زورکی رفتم نشستم دیگه.
اگه کش بدم، فکر می کنند بخور بخوری هست.
شام، نون و ماست و گردو بود! نون سنگک، پیاز، نمک، فلفل،
غذای پختنی دوست ندارم. امروز هم با خودم ناهار بردم شرکت اما همونطورکی تو یخچال گذاشتمش موند.
بریم بخوابیم. شب خوش
+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 22:37 توسط آرش
|