دیروز، دو میلیون تومن پرداخت کردم که در بخرند، کارمون تو شهرداری بره جلو

عصر هیلتی کرایه کرده ام و با کارگر افغان قرار گذاشته ام به 180 هزار تومن که محل رو آماده کنه.

تا نه شب با داوود سر پا بوده ایم که فضای کار آماده بشه

امروز، سپردیم و اومدیم. اولا، در رو بیرون کار گذاشته! قطعا شهرداری خوشش نمیاد!

بعدش ریموتها رو بهش نداده اند که کدگذاری کنه، افتاده گردن خودمون

هیلتی، تو انباری است، روزشمار کرایه می دیم، کسی نیست بده به کارگر که کارش رو تمام کنه

زرت و زرت هم زنگ می زنند که اینجاش کجه، ما نمی دونیم هااااااااااا، با خودتون!

اونجاش نمی خونه، به ما ربطی نداره هاااااااااااااااا، ولی گیر می دن

خب مرده شورتونو ببره با وجودتون!

یکی نیست بالاسر این بابا بایسته که کار رو درست انجام بده؟

عه. قحط الرجال است بخدا.

بدترینش، که اصلا از داوود انتظار نداشتم این اشتباه رو بکنه اینه که در، بیرون از ساختمان است. گویا چهارپنج سانت. لابد اون فتیله اش هم بیرون ساختمان است. درسته بهتره، اما هم راحت تر سرقت می شه موتور و تشکیلاتش، هم اینکه شهردار خوشش نمیاد! وگرنه که برای استفاده خیلی هم بهتره!

چیکار کنم. گور پدرشون.