خسته!
هنوز چهلم بابامونو نگرفته،
کم مونده بود اخوی هم بره ور دست باباش بخوابه!
یعنی، فقط شانسش گفت! اونجوری که افتاد تو چاله بتنی...
سبک زندگی کردنش رو دوست ندارم...
امروز عصر با هم بودیم. بهش می گم به نظرت چند سال دیگه عمر می کنی؟ این ته عمری رو، عین شاه زندگی کن! چقدر آدم باید بدوه و صد البته هم به جایی نرسه! یک عکسی تو اینستاگرام بود، پشت یک تریلی نوشته بود که:
"اگه با کار کردن زیاد پول به دست میاد، یک خر پولدار نشون من بدید!"
خر که نماد کارکردن است، نماد سختکوشی و ریاضت اقتصادی و مصداق پیاده شده و عملی اقتصاد مقاومتی هست به اصطلاح، به عمرش روی آسایش و آرامش رو نه دیده و نه من بعد می بینه! ول کنید تو رو خدا! طرف هنوز که هنوز است سالی یکدست لباس می خره! من خودم شده دو سه سال نخرم منتهی،
قانون ندارم! یکبار هم یک زمستون پنج تا بلوز می خرم!
می بینی طرف هر روز داره می دوه،
بعد یک روز می ره دو ساعت صف می ایسته واسه یک هفته اش نون می خره!
یعنی شش روز هفته نون مونده و بیات می خوره!
خب مرد حسابی، روز به روز نون بخر بوی گندم مستت کنه!
نمی دونم.
فقط می دونم هنوز چهلم نشده، اونقدر از این مراسم مزخرف خسته ام که مثلا یکی بهم بگه یک شب دیگه، یک روز دیگه، یک شام دیگه، یک ختم دیگه، همونجا مادرشو به عزاش می شونم! مرده شورمونو ببره با مراسم مزخرفمون!