ارمنی
کیلویی سی هزار تومن.
پاکش کرد برام و جاتون تهی، شام درستش کردیم.
با اینکه ادویه آنچنانی نزدیم بهش اما، اون تازگی اش، حلاوتی داشت! خیلی جاتون تهی!
از سر شب تا حالا هم یک عالمه انجیر خورده ام! انگار شیرینی اش و شل و سفتی و دونه های توش و عطرش و رنگش و الخ دقیقا همونی هست که دلم می خواد!
از یک مغازه غیرمسلمان خریدم. تو اصفهان. به غایت با انصاف بود طرف!
خدا ریشه مسلمون رو از رو زمین برداره به حقّ علی! بلکه دیگه نه شاهد جنگ باشیم نه خشکسالی نه برگشت چک نه هیچی دیگه! مدرس تو مجلس یک شعر خونده بود که باباهه به پسرش نشونه های مسلمان بودن رو یاد می داده تهش، پسره می گه هاااااااا فهمیدم! من یک مسلمان با این مشخصه ها که تو گفتی می شناسم اونم ارمنی است!:
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ می دانی مسلمانی به چیست؟
صدق وبی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهر ما
"یک" مسلمان هست، آن هم ارمنیست!