نگین
خستگی،
بی اینکه نمود خاصی کنه،
حتی اعلام نیاز به خواب بکنه،
یک جور مسخره ای زیر پوست آدمه.
آقا برخی این جملات که می نویسم، صرف اشاعه اونه. واقعاً منظور نظرم کسی از شما یا مسوولین نیست. به من چه که ماک کونی چی به مغز علیلش رسیده یا چرا یک جور هدفمند و خیلی ضایعی استکبار کاری کرده که هیییییییییچ کلامی از حضرت امام نقل نمی شه، تو تلگرام دست به دست نمی شه و کلاً دنیا امام رو نمی شنوه! حضرت امام یک دیوان شعر داره! همیشه هم که کلام منبری نبوده هرچند، منبری هاش هم روشنگره. حالا چرا امام رو اینطور در انزوا قرار داده اند و چرا علمای حوزه و سینه چاکانی که از دیروز صبح کنار اتوبان می دیدم دسته دسته پیاده به عشق آقا به سمت تهران پیاده می رفتند، غافل شده اند و اصلا عرض و طول اون دفتر نشر آثار حضرت امام مگه کمه که فقط کتاب چاپ می کنه، اینو نفهمیدم.
اینم رو همه نفهمی هام. برم یک چایی بخورم.
کاسه همسایه رو هم پس دادما! نبات خریدم ، از بس کاسهه بزرگ بود تمام بسته نبات رفت تو کاسه! یک دو سه تا نگین ازش نگه داشتم! جاتون تهی.