می گه، ملک دور از ره خوش است و مرد بی نام و نشان!

و باز یکی دیگه می گه،

نه غمی به دل نه کسی به بند باغچه ها پر از گل شاه پسند!

کلا،

بارون بوده دیشب.

امروز هوا طعم بهار می ده.

طعم اواخر اسفند ماه!

سرماست،

خیس است،

اما رو به روشنی است انگار...

طی امروز می خوام با یک نرم افزار کلنجار برم، یک کار نو! واسه یکی پروژه ها...

دیشب اینقدر  عمیق خوابیدم که صبح، نمی دونستم خونه خودمم یا آبادی ام! چند بار هی بیدار شدم و نمی دونستم کجام! چندبار...

بریم سر کار

صبح، تو راه، داشتم فکر می کردم اگه پولمونخورده بودند، می تونستم هیوندای سوار باشم منم!

درست معادل یک هیوندای، مالمو حیف و میل کردند!

جالبه که اصلا به روی خودش هم نمیاره طرف!

هیییییییییییییچ!