مرض ناجور
میگه، پسره از دار دنیا یک شلوار داره،
اونم خشتکش پاره است،
بعد همچین به دختره می گه اگه بدی دنیا رو به پات می ریزم،
انگار بگو امپراتور چوسان قدیمه!
نکککککککبت !
یکم ظرف شستم و جارو زدم و واسه شام ماهی گذاشتم تو پیاز و زغفرون و یکم ساز و،
کم کم بلند می شم ناهارمو می اندازم عقب خرم،
سازمو هم،
می رم پارک نزدیک استخر،
یک چندساعتی بیتوته می کنم ببینم چی می شه.
خدایا ما رو بکش که بلد نیستیم زندگی کنیم!
این یعنی یک روز خوب زندگی ماست! سالمیم، بدهکاری نداریم، مستاجر نیستیم، ماشینمون تعمیر و تصادفی نیست، نون خوردن داریم، الخ!
اما اینهمه هست،
کیف نمی کنیم!
ما مریضیم!
بی شک مریضی بدی هم داریم!
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 10:30 توسط آرش
|