حسّ نو
امروز، ولادت مسعود ماست
بجز بانکها، احدی نه به خاطر داشت،
نه اگر داشت به روی خود آورد!
(البت بجز یکی!)
انتظاری هم نیست. من مگه تولد کسی یادم می مونه که گلایه کنم الان؟
و اصلا چه مناسبت مسخره ای است هرچند،
امسال نه به قدرهرسال،
مسخره به نظرم اومد.
در شب ولادت مسعودم، تا حدود ساعت دو بیدار بودم! تعمیرکار فریزر مشغول بود به کار.
درست شد الحمدلله.
و شارژرم رو تو اداره جا گذاشته بودم، بدون شارژ،
کتاب خوندم یکم...
حس من مطلوب است. شاید امسال، تفاوت بکند!
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 8:2 توسط آرش
|