قاطی هم
رفیق،
خیلی دمت گرم که اینهمه خلاصه اعتماد نداری حتی یک اسم نمی ذاری.
عرض کنم که تمامش درست غیر از اونجا که یحتمل من بد بیان کرده ام:
لنگ پول نیستم. صبح همینجوری فکر کردم اگه شش میلیون بیخودی می رسید دستم مایه مسرّت می شد. همین.
ضمنا، حقوق من نصف مال شماست! فکر کن!
خدایی، خیلی قانعیم!
صبح تو بانک بودم، دو تا حرف می زدند از بازار مسکن. یکی شون که یک پسره ریقوی حداکثر سی ساله بود در جواب اون یکی که می پرسید رونقی هست تو بازار یا نه گفت:
نه، هیچ خبری نیست. گاهی یک خونه کوچول مچول حدود 400 میلیون. بازار خوابیده کلا!
فکر کن!
کوچول مچول، که به چشم یارو نمیاد، 400 میلیون است! مردم چه کار می کنند؟!
رفتیم یک خونه دیدیم. همسایه مستاجر بود الان خریده است. اففففففففتضاح! خدا بکشه هر بساز بفروشی رو که یک جو به کارش ایمان نداره و خونه ساختن رو هنر نمی دونه! ریده بود! از همین الان بعد از دو سال استفاده، ناودون آب پس داده بود، حمام نشت کرده بود، کچ و خاک یک جاهایی کنده بود، پله ها یکی اش بلند تر از بقیه بود، جلوی پنجره کمد کار کرده بود با در کشویی! فکر کن! یک پرده چوبی عملا!