باد
اینکه رزق بعضی ها به باد وابسته است رو،
خیلی راحت می شه دید امروز!
تمام نصابهای ماهواره امروز تو فلانشون عروسی است، از بس که تنظیمات به هم خورد با باد دیشب!
باد، حتی واسه خیلی از موجودات، نقش جاکشی رو به عهده داره! این گیاهان که پاشون به زمین است و نر و ماده هاشون نمی تونند همو در آغوش بکشند، اینها می دن به باد!
(این میتونه عقبه عبارت معروف به باد دادن باشه ها! فلانی فلانش رو به باد داد!
به آب دادن هم داریم
هوا دادن هم! فلانی لنگشو داد هوا!
اصلا انگار همه ا دبیات مزخرف ما (ببخش جناب برگه) حول همین جفتگیری می چرخه! از انواع غزلیات بگیر همینجور برو جلو تا اون لیلی سیاه سوخته یا فرهاد و ترش و اینها. یک رستم بوده که فازش فرق داشته، اونم یک شب می ره توران زمین، ضعیفه توران رو می زنه زمین، رستم ازش در آد!
چه وضعیه!
می گفتم
باد، نقش خاله رو بازی می کنه واسه خیلی موجودات!
هاگ و بذر و تخم و هرچی که خدا براشون مقدر کرده رو این می ده به باد، باد می بره می رسونه به اون، پسون فردا بچه شون می شه! عین سریالهای خودمون! فقط نمی دونم نصفه شبی تو خونه باد از کجاست!!!
من دیده ام که باد، کشاورزی می کنه! قششششنگ بذر رو داشت عین مته فرو می کرد تو زمین! از این بذرهایی که مثل قاصدک دنبالشون یک پرچم دارند بود. خود بذر نوک تیز بود و سرش گیر کرده بود تو زمین باد که می وزید اون قسمت دنباله پشمالو اش عین پنکه می تابید و کل سیستم انگار بگی بذر رو با حرکتی عین دریل داره فرو می کنه به ارض، عملیات کاشت توسط باد انجام می شد!
خلاصه که
من هم به باد دهم هر چه باد باد!