چرند صبحگاهی
رخت به جلوه گری ماه پاره را ماند
سپيد سینه نرمت شراره را ماند!
چه ربطی بین پستون نرم سفید گرد،
حالا یا انگوری،
با شراره سرخ و نارنجی و زرد تیزکی و داغ وجود داره،
من نمی دونم!
شاعر، گاهی تحت فشار، یک چیزهایی می گه! عین کسی است که حال می کنه تو سکس فحش بده! فحش این فحش محبّتی است، نباید گذاشت به حساب عناد! از آسمون که فرود بیاد، مطمئناً دیگه اون نظرات قبیح رو نداره! نه اون نظرات رو، نه اون حرکات رو! می خوام بگم بعضی چیزها تو بعضی حالات مباح و قابل هضم و الخ است، و در خیلی حالات نه!
شاعرمی گه:
می گر چه حرام است ولی تا که خورد، آنگاه چه اندازه خورد با که خورد.
حالا تقریباً همین مضمون.
یعنی باید دید شرایط چجوره.
راجع به شراب، این درسته که کلا حرام است و نباید خورد، یا می گن در حدی که مست نکنی می شه خورد؟
علما، نظر موثق داره کسی؟
امروز دیگه ماشینمو گذاشتم بیرون،که هر لحظه حس کار کردن و اداره موندن نداشتم، پاشم بزنم بیرون!
هیچ درآمدی و هیچ پروژه ای و هیچ کاری ارزش این که اعصابمو خرابش کنم نداره
رخت به جلوه گری ماه پاره را ماند
فروغ دیده گرمت شراره را ماند
سپید سینه نرم تو چون گل یاس است
ولی دلت به خدا سنگ پاره را ماند
شعر درست این بود، بیخود حرف زدیم پشت سر طرف هرچند، هنوز تشابه سینه با گل یاس، ...
نمی دونم
شماها که دارید، شبیهند؟
کو؟ توصیف کنید ببینم، لطفا! وجه شبه چیه؟