چی بگم براتون؟

از کجاش؟

همیشه که به سپیده زنگ می زنم، بهش می گم تعریف کن!

می گه تعریف کردنی نیست!

نمی دونم چکار می کنند که نمی تونند تعریف کنند! یعنی اینقدر کارشون زشت است؟!

حالا شما بپرسید تا تعریف کنم براتون. ما که چیز سکرت و زشت نداریم...

سیب زمینی گذاشتم کباب بشه. حالا بعد یک کاری می کنیم باهاش. یا با نمک فلفل و کره می زنیم بر بدن، یا تخم مرغ می زنیم دستش. خدا بیامرزه پدر هرکی بار اول تخم را کشف کرد وگرنه من و دانشجو از گشنگی می مردیم، قطعا!

سه شنبه تعطیل است. نمی دونم چرا . ولی می دونم که خیلی خوبه! به تعطیلی خیلی نیاز دارم! به نرفتن سر کار!

پاشم چی توز پیدا کنم. امیدوارم باشه...