سلیقه یا
تو مسیر خونه، رفتم سیتی سنتر
فرگازها رو نگاه کردم
یکی پسندیدم، هارداستون، دو میلیون و چهارصد و اندی
بعد ته خط یکی دیگه بود چهار شعله، یک میلیون و صد و اندی!
خب جفتش یک کار می کنند،
منتهی،
من دلم بزرگه رو می خواد،
جیبم کوچیکه رو !!!
اینه که لابد حالا حالا حالا ها می ره در محاق!
نمی دونم این مرض من است، یا بعضی دیگه ها. یک وقتی می خوام چیزی برای خونه بخرم، ته زورمو می زنم که یک چیز قشنگ بخرم، خوب بخرم، ولو اینکه گرون در بیاد.
همکارم دو ماه است داره مبل می خره. رفته کلاف خریده، برده داده رنگ کنند، بعد ببره بده تشک بذارند و رویه کوبی کنند و الخ.
فرستادمش مبل آرمانی، سر نظر. تقاطع نظر و میر و چهارباغ.
می گه مبلی که من سفارش دادم حداکثر می شه 4 میلیون تومن ،همون رو آرمانی می داد 90 میلیون!
خب این که زر می زنه منتهی، یک بخشی رو هم درست می گه. مبلی که پای ایشون با این مکافات در میاد 4 میلیون تو مغازه اقلا 20 میلیون قیمت می زنند براش. نه، دوازده میلیون می زنند.
بعد، بعضی ها اینجوری خرج می کنند، بعضی ها اونجوری! تهش لابد خیلی تفاوت می کنیم ماها. نمی دونم...
اجاق خریدنمم همینه. درسته جفتشون یک کار می کنند اما، من از بزرگه خوشم اومد. اون فضا رو بهتر پر می کنه و ریختش قشنگ تر است...