طرف داره واسه بچه اش کارتون انتخاب می کنه، می گه بچه ها خیلی تیز اند، حتی بوسیدن هم نمی خوام ببینند!

فکر می کنم، خب ماااااااادر نداشتند اینها؟ یکم کون لختی حالا نه، ولی پا لختی و چاک سینه عیان جلو اینها راه می رفت، اشباع می شدندیکم! این چه وضع بچه بزرگ کردنه! عین دو نسل قبل!

حالا هم که اینطوری شده، بچه به سن بلوغ رسید براش زن بگیرید آقا! دائم، موقت، هرچی! بگیرید که تو فیلم و تو خیابون دنبالش ندوه!

 

خانومهای محترم هم دست از تن فروشی و خود فروشی بر دارند! یعنی چی که مهریه طلب می کنند؟ گفته بود آقا شما گوشتو با انگشتت بخارون، گوشت بیشتر حال می کنه یا انگشتت؟ حالا شما بانوی محترمی که به هر دلیل متارکه کرده ای، شوهر محترمت فوت شده ، مجردی که ازدواج برات متصور نیست، هرچی، هر کی که شرایطش رو داره، وقتی یکی میاد طرفتون زرتی یک خرجی و یک خونه که توش زندگی کنید ازش نخواهید! والله ذکر آقایون کلید فلان بزرگوار نیست که وقتی توش بکنه همه قفلهای بسته باز بشه ییهو! کلید همون بزرگوار هم که دیدید، تا اون دسته اش تو است، می چرخونتش هم، منتهی باز نمی کنه! بدتر آدم حس می کنه  عین این مارپیچ مخصوص باز کردن درهای چوب پنبه ای، رفته اون تو گیرکرده به سر روده آدم ،هی که می چرخونه هی یک تاب بیشتر می افته تو دل و بال!

بابا، اونی که همه چیز رو با هم حل می کنه اسید است! مشکلات رو یکی یکی حل کنید. قرص معده می خورید انتظار دارید قلبتونم خوب بشه؟ ربطی نداره! تازه شاید واسه قلبتون بدتر هم باشه!