یک گل که ریشه کرده بود رو، کاشتم

هرچند گلدون خوشگل گیرنیاوردم و تو یک سطل ماست پلاستیکی ضخیم کاشتمش! با خاک غیرگلدونی و پوست موز و تخم مرغ! دیگه خودش می دونه می خواد سبز کنه می خواد بمیره. 

قابلمه 18 قرررررررررمز رنگ زرساب رو طبق توصیه توش با روغن خوراکی مالش دادم! فکر می کردم باید مرتبه اول شیر توش بجوشونم ولی انگار هیچی نگفته بود. حالا بعد آب می جوشونم باهاش.

شایدم از آبادی، براش شیر بیارم...

تازگی ها، با بنگاهی ها دارم سعی می کنم کانکت بشم! واقعیتش اینه که تو آپارتمانی که هستم، یک عالمه فروشنده هست. فروشنده بودنشون صرفا از خریتشونه! تصور کن آپارتمان صفر با کابینت و کمد و قرنیز و گچ بری رو می ده متری 1250000 تومن، بازم طرف من من می کنه! والله مشکل نور، پله، و خیلی چیزهای دیگه رو نداره. تعجب می کنم از مشتری های که نمی فهمند!!!

خلاصه، بنگاهی اولی که خواست مال خودمو بروشه به متری یک میلیون تومن! دیدم نامرد داره از آب در میاد، باهاش قراری نذاشتم. الان یکی اومده بود، هفته بعد بهش سر می زنم. اگه بتونم اینو با یکی بهتر عوض کنم، حالا بهتری می تونه صور مختلفی داشته باشه، اونوقت کلی حال می کنم.

تا ببینیم. هرچند، رزق ما محدود بوده همیشه. بعید است که بشه.