میوه فروشی که می رم، حداقل این دو سه ماه، همیشه طرف بلند می شه، تو اونهمه شلوغی و مشتری می ره میوه دست نخورده از پشت پسله های مغازه اش میاره، می ذاره که فلانی، اینها هم هست، اگه می خوای ببر...

نه که فکر کنید گرونتر بده یا کیسه ای دوخته باشه . نه.

دقیقا هرچی اش رو من بردارم، بقیه رو می ریزه روی بقیه که بقیه دارند از توش سوا می کنند...

به همون قیمت

می دونید،

این که اینقدر هنوز به پدرم احترام می ذارند، مایه مباهات است برام

اینها هیچکدوم منو نمی شناختند، یا لااقل بگم که من نمی شناختمشون! 

الان اصلا لزومی نداره برخوردی متفاوت با من داشته باشند اما، موضوع اینه که آدمهای با اصل و نسب و درستی اند. فی الواقع بی چشم و رو نیستند. پدر زمانی که به مشکل مالی برخورده بودند و می خواستند خونه فروشی کنند، به دادشون رسیده، الان هنوز شاکرند...

همه البته برخوردشون این نیست. با وجودیکه تا کمر دولا می شن و هندونه زیربغلم می ذارند اما، اون ذات گشنه و نامردشون نمی ذاره آروم باشند. رفتم ماهی بخرم، کیلویی چهارهزار تومن گرون تر قیمت می ده. با لبخند، با تعظیم، با خیلی ابراز ارادت و آشنایی. یا اون قصاب نامرد، واسه مراسم هفتم پدر رفتم ازش گوشت خریدم. گوشت گوساله که کیلویی 40 هزار تومن بود رو 42 حساب کرد. دنبه که کیلویی 20 هزار تومن می دادند رو قیمت گوشت! سر تا ته ماجرا حدود کمتر از 50 هزار تومن گرونتر بهم داد و همون موقع هم فهمیدم اما، یک گاهی، بعضی ها ارزش ندارند حتی تف به صورتشون بکنه آدم، چه برسه بخوای دهن به دهن بشی که استاد، چرا...

این دسته دوم، فکر می کنند حالا که پدر نیست، پول بی کش و پیمون و باد آورده ای هست که می تونند ازم بکنند. بگو ابله! کسی اگه دنبال پول بود، معلم نمی شد! پول و ثروت بعضی ها مناعت طبع و چشم دل سیر بودنشونه، نه صفرهای شماره حساب...هرچند، این دیدگاه اینها هم که فکر می کنند بابام خیلی متمول و پولدار بود هم، لذت بخشه برام! مگه بده! حتما که نباید بگن فلانی گداست! بذار مثبت فکر کنند...

مخلص کلام، 

آدم باشیم.

من بچه نیستم، یکبار که گرون بفروشه، یکبار که ترازوش درست نباشه، یکبار که بد بفروشه، دیگه نمی رم مغازه اش! شده از اصفهان بخرم بیارم، می کنم، ولی دیگه مغازه طرف نمی رم. ارزش نداره.

یادمه یک حرومزاده ای می خواست بهم زیره سیاه بفروشه، کیلویی مثلا 25هزار تومن بود، این گفت 28 هزار.

بعدها فهمیدم گرون گفته بهم.

منتهی، وقتی فهمیدم با خودم گفتم کسی که زیره رو تن و کیلو نمی خره که! صد گرم، دویست گرم! بسه!

خب چرا آدم خودشو نجس می کنه! گیرم بهای هر کیلو رو ده هزار تومن هم کشیدی بالاتر، رو صد گرم، چقدر منو تیغ می زنی که ارزش داشته باشه؟ واقعا ارزش وجدان آدم بیشتر از این عددها نیست، یکم؟!!

حتما هست!

آدم باشیم!