ریسک
وقتی تمیز می شه حس خوبی پیدا می کنم
هرچندتا قبض وامونده هم بود پرداخت کردم
یک دستی هم به داخل خونه خودم کشیدم. طبق معمول جابجا کردن چیدمان خونه و تمیز کردن پشت پسله ها، انرژی مثبت زیادی تو خودش داره.
شویدپلو درست کردم با ماهی. بدک نبود. کلا خیلی وقت است غذای درست حسابی نخورده ام! یک چیزی که طعم بده، و غذا حساب بشه...
از کارهای مسخره ای که امروز کردم، افتتاح حساب صندوق یکم بانک مسکن بود! شااااااااید اگر روزگاری خواستم خونه ای بخرم، و اگه اونروز شصت میلیون تومن کسری داشتم، اونوقت لازم نباشه از کسی قرض بگیرم! می دونم کارم مسخره است اما، چکار کنم با ده میلیون تومن؟ نه دردی دوا می کنه، نه می شه چیزی دیگه باهاش خرید. از مشغله هام شده به روز رسانی وصیت نامه! امروز رفتم توش نوشتم که ده میلیون تومن تو فلان بانک فلان جا دارم!
همینها
یکم یک مطلب یک ذره علمی هم سرچ کنم. نظرتون چیه؟!
شب بخیر
هان، راستی، از وقتی دکتر آردی گفته چای نخور، خیلی کمتر می خورم. و البته هربار یک خیراتی هم نصیب رو ح پر فتوحش می کنم!
می گه پیرمرده می ره دکتر. بعد از معاینه، دکتر بهش می گه باباجان، شما دیگه نباید سکس کنی!برات بده.
پیرمرده، خیلی ناراحت می شه. به دکتر می گه، ما فقیرفقرا همین یک تفریح رو داریم، تو هم اونو ازمون بگیر!
حالا ما هم با یک چای حال می کردیم تو زندگیمون، این دکتر ازمون گرفت! هیچی هم به جاش نداد، نامرد!
البته شراب دارما، ولی نمی دونم چرا دلم نمی خواد بخورم!همونجور سر به مهر مونده تو فلانه جا! خاک تو سرم! هیچوقت تو زندگی ام ریسک نکردم!