بیشترین چیزی که این روزها باعث می شه خودم با خودم درگیر باشم، ناتمام گذاشتن هر کاری هست!

این که هیچ کاری رو به انتها نرسونی...

نه ساز رو به جایی رسوندم

نه درس رو تا انتها رفتم

نه اونقدر کارم رو دوست داشتم که تا کنه و بنه ماجراش رو برم و بدونم به ته یک چیزی رسیدم

نه پول در آوردم

نه زید بازی کردم

نه زبان خارجی رو تکمیل کردم

نه زن گرفتم

...

اصلا، یک مجموعه ای از کارهای ناتمامم من!

و این، بسیار دردناک است! 

بسیار زیاد...

 

 ------------------- 

شنیده شده که فرموده اند:

از بس همه چیو به تخمت گرفتی ...
یه بار به تخمت نگیر زندگی رو ...
بعد همه چیو تا تهش میری ...

 

مردحسابی، نشنیده ای شاعر می گه:

...

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش؟

حافظ می گه ها، من نمی گم.