اولین بار بود که اسمم رو توی قران می دیدم. اونم دو جا!

سوره لوط داریم گمونم. جالب بود.

یک جایی به لوط گفته می شه خانواده ات رو بردار و شبانه از شهر برو بیرون، که صبح قومت رو سنگباران می کنیم.

و صبح، با سنگهایی که مشخص بوده هر کدومش بناست تو سر کی بخوره، قوم لوط از بین می ره!

من مونده ام وقتی هر سنگی با اسم و شماره ملی مشخص بوده که باید تو سر کی بخوره دیگه چه ضرورتی داشته که لوط از شهر بره بیرون؟ خب می موند!

عجب قومی هم بوده اند. گویا فرشته های خدا به صورت پسرهایی مهمون لوط می شن. قوم میان در خونه لوط که این پسرها رو به کار سکس وا دارند! لوط بهشون می گه بیاید ترتیب دخترهای منو بدید و کار به اینها نداشته باشید!

فکر کن. در همی نقل به مضمون یک عااااااااااالمه آموزه هست! حالا این وسط هی اسم منو هم میاره خدا !