تا داشتم فحش زمین و زمان میدادم چشمم خورد به صف ادمهایی که تو صف آرایشگاه نشسته بودند!!!

وعععه که هیچوقت اینهمه خر موبلند،مرتب کنار هم ندیده بودم!

سبزی فروشه را بگو! قششنگ سرشو اصلاح کرده بود. ماه!

چقدر عجیبیم ما!

امروز و فردا عین سگ ازدحام و کار

پس از اون،عین بززززز! بیکار! 

خاله بازی! هی برو خونه این،برو خونه اون