دم و دول تحویل سال است، تقریبا

نمیدونم، شایدم یک ساعت مونده باشه

آب قطع شده

همسایه پایین دستی، با شیلنگ آب کوچه را می شست و جارو می زد

همچین نفهم هایی می باشیم، ما.

شدیدا گشنمه ام می شه! و البته، شدید هم لاغر شده ام. مدام دنبال یک سوراخ عقب تر تو کمربند می گردم! 

قراره چه کار کنیم امسال؟!

سال قبل، می شد برم خارج، مصاحبه بدی دادم و ویزام رد شد. از اونطرف پدر فوت کرد. هرچه به شرکا فشار آوردم که ساختمان را یک قدم جلو ببریم، راه نیامدند. حوالی مهر یا آبان، پشت بند نامه ای که به مدیرعامل نوشتم و شستمش، تا دم اخراج رفتم. یک عالمه کار تو ساختمانمون کردم که به صدور سند نزدیکتر شد. یک مسافرت خارجی رفتم. دیگه، یک میز و دو صندلی و یک پا دری گلیم واسه خونه ام خریدم!

یک نرم افزار تخصصی واسه کارم رو، یکم بیشتر یاد گرفتم

نحوه چسبوندن ایزوگام به داخل دهانه لوله نادون رو یاد گرفتم!

دیگه چی؟!

امسال قرار است چه کنم؟ سال پیش رو! 97؟

خب،

هنوز سودای خارج رفتن دارم. و هنوز پذیرشهایی مشروط به پرداخت پول! 

هنوز سازهایی که سالهاست معطل اند و باید می رفتم کلاس تا پیش برم.

درآمد؟ کار؟ برنامه ای ندارم...

همون کار هر روز

همون درآمد کم