باغچه بان
خعلی گشنم می شه! باز!!
رفتم سراغ باغچه! درختهای مو رو یکم مرتب کردم. حسین سیاه بیخود می گفت باید الان خلوتشون کرد. همون قبل عید باید شاخه های اضافه رو می بریدم.
لای یاسهای امین الدوله، یک گربه مرده بود! دفنش کردم!!! بهرحال گازها و نکبتش تو هوا می بود هرچند شاید کسی اذیت نمی شد. رفتم بیل برداشتم و کنار درخت انجیر یک گودال کندم و با بیل، نیمه جسد باقیمانده گربه را گذاشتم و خاک ریختم روش. فکر کنم درخت خیلی حال کنه! بهترین کود رو بهش رسونده ام!
بیخ بقیه درختها را هم تا جایی که زورم می رسید کندم و خاکشونو زیر و رو کردم. یکی از درختها همین الان آفت گرفته طفلک! در واقع دو تاش! باید ببینم این مهندسین کشاورزی چی سرشون می شه، براش سم بخرم.
جاتون تهی، کیوی و پرتقال خوردم و یک تکه مرغ هم بارگذاشتم که بوی گندش هواست. امیدوارم قاسمی هویج و میوه داشته باشه...
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۷ ساعت 17:58 توسط آرش
|