جاتون تهی، به قول فهیمه، انگار واجبی کشیده باشند تو آپارتمان!

کلا تو شهر هم کسی نیست!

جالبه ولی.

نظام مهندسی بسته بود. ابزار فروشی ها خلوت! آدرس گرفتم که برم شاپور، سفارش بدم یک فنر برای تلنبه پایی ام بپیچند! جالب باید باشه.

آخرین باری که یک آپاراتی واسه تنظیم باد لاستیکهای پرایدم گوشمو برید، رفتم یک تلنبه خریدم گذاشتم تو ماشین و سالها، خودم تنظیم می کردم! الان فنر اون تلنبه شکسته است. خود تلنبه نو رو می شه با چهل هزار تومن خردی مجدد منتهی، تعمیر اولویت اول است! 

یکم جارو زدم. یکم ظرف شستم.  تصمیم گرفتم یک گلدون بزرگ بذارم تو آشپزخونه و تفاله چای و تفاله آبمیوه گیری رو بریزم توش! فکر می کنم که کود خیلی باحالی ازش در بیاد!

تفاله آبمیوه رو می ریزی روی خاک گلدون. یکم از آبشو خاک می کشه، یکمشم بخار می شه، فیبرش می مونه! بافت خاک کلا پوک می شه! خوبه دیگه. نه؟