شپره، تو نوروز 95 یک اجرا می کنه، افتضاح! این به کنار

ما عمرمون رفت و هیچوقت نشد حتی یکبار، یا به دلخواه خودمون بریم کنسرت اینها

یا به دلخواه خودمون، حتی نریم کنسرت اینها!

مثلا، نگاه پوسترش کنیم بگیم لاحول ولا قوه الا بالله، استغفرالله! 

بعد در حالی که باسنمونو می خارونیم یک تف گنده تو جوب کنار پیاده رو بکنیم و ایماااااااااااااااااااااانمونو ور داریم و عبور بکنیم!

نریم تو کلاب!

بعد ثواب ببریم!

یعنی هرچی ما ثواب بردیم، همه اش زوری است! همه اجباری است. همه رو علما بردند که اصلا نذاشتند منا  انتخابی داشته باشیم واسه لهو  لعب! 

می دونید؟

می خوام بگم ریدیم با زندگی کردنمون!

و تمام!

 

تو خونه میوه ندارم، اعصابم خط خطی است یکم! منم و یک موز رو اپن.

(من پشت میزمم. هی مختصات می دم که کسی فکر عوضی نکنه با خودش)

لپ تاب رو واسه اولین بار گمونم، تمیز کردم. با پنبه و شیشه شور! حال اومد!

چه کار باید بکنیم با این لپ تاب!