امروز، کتاب که باز کردم، سوره نمل اومد.

داستان بلقیس و حضرت سلیمان.

با این فرض که قران کتابی آسمانی است که قرار است الی یوم القیامه چیزی برش افزوده نشه و تمااااااااااام نیازهای بشری رو جوابگو باشه، اقلا چهارچوب برش بده ، من داشتم فکر می کردم با این به قول معروف وقت کم و اعمال بسیار، داستان عشقبازی سلیمان و بلقیس، چه جایگاهی داشته که اونقدر مهم بوده که تو این کتاب آورده شده است.

جدی می گم ها! چند آیه متوالی هست که سلیمان تخت این بابا رو میاره. بعد در یک آیه صریحا می گه تخت بلقیس رو تغییر بدید ببینیم می فهمه یا نه ! خب مرد حسابی! بشر امروزی که درگیر هزاران مشکل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و آبکی و الخ هست، از همچین حرکت خوشمزه شما در کجای اینهمه مشکلات بی پایانش باید استفاده کنه؟ خدایی بحث عناد و زیرسوال بردن نیست، کسی اگه جوابی داره بگه. و نگید تو آیه نمی دونم قبلش یا بعدش اومده ها. اون آیات به حد خودشون کافی هستند و مطلبشونو می رسونند.

آیه چهل سوره نمل بود، یا همون حدود