کار خیلی دارم اما، تا مغزمو خالی نکنم انگار نمی تونم تمرکز کنم. عرض به حضور انورتون که حکایت خانوم دکتر دهقان رو به فهمیمه گفتم. می گه فلانت جم خورد؟ می گم نه. می گه نیم خیز؟ می گم نه. توضیح می دم که بجز بدن و فیزیک آدم که از یک زمانی به بعد دیگه درخواستی را ارسال نمی کنه، مغز هم یکم گارد می گیره بعد یک مدت، مقاومت می کنه
حالا چیزی که دیروز رخ داد، این بود که مغزم یکم گاردشو باز کرد انگار!
یک فیلمی بد هر دو دیده بودیم، یک عده آدم از سن ها و جنسهای  مختلف، باید یکی شون یک لبخند می زد که دنیا تمام نشه اما، تو اون فیلم هیچکدوم نتونست. دوربین دونه دونه رو صورت تمامشون متوقف می کشد، تیک ها، تلاش ها، ...
حالا حکایت اون لبخنده هست که ، تا دیروز، بود!
3300 تومن حق ویزیتش، نوش جونش باد!