صدای ترق و پروق فشفشه ها و جشن دولتی ها از بیرون به گوش می رسه

من دارم با همکارم که تعدیل شد تو تلگرام چت میکنم

مدرسه نمونه ای بود

تربیت مدرس و دانشگاه اصفهان درس خوند

کتاب نوشت

کار کرد

قبل عید تعدیل شد!

الان، نوشته که تو یک خونه با طالبان مشترک کنار همیم

می گه یک در سه متری بینمون فاصله هست

می گه مسوولین شرکت به من اجازه هم کلام شدن باهاشون را نمی دن

و من، دارم فکر می کنم، به چه روزگار خواری و پستی ای رسیده ایم که این بچه باید زن و بچه سرطانی اش را بذاره، دنبال دو قرون پول، بره افغانستان، که حتی از ترس شب نتونه راحت بخوابه!

این همون عزتی هست که دنبالش بودیم؟! 

اونها که یک عمر تلاش کردند، شدند این، و اگه کمتر زور زدند با امکانات فراهم نبود براشون، الان باید بخوابند زیر عربهای خلیج!

والله این عزّت نیست!کاش به سر بزرگان بیاد تا لمس کنند که عزّت نیست!