نکبتی
پیمان را خیلی سال بود ندیده بودم،
وقتی دیدمش،
یکمی چاق تر شده بود
صورتش یکم جا افتاده تر بود
به من می گفت لاغر تر شده ای!
و یکم موهای سفید!
پرسید لونه شغال(وبلاگ) هنوز به راه است؟
گفتم هست
گفت فکر می کردم دوره اش گذشت!
گفتم گذشت! اما من هنوزم باید با کسی حرف بزنم...
و چه کسی بهتر از خودم...
که ناگفته ام را شنیده است و نا نوشته ام را خوانده!
زندگی را به نکبت ترین فرم، در حال گذراندنیم.
شب بخیر
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 22:43 توسط آرش
|