پیمان را خیلی سال بود ندیده بودم،

وقتی دیدمش،

یکمی چاق تر شده بود

صورتش یکم جا افتاده تر بود

به من می گفت لاغر تر شده ای!

و یکم موهای سفید!

پرسید لونه شغال(وبلاگ) هنوز به راه است؟

گفتم هست

گفت فکر می کردم دوره اش گذشت!

گفتم گذشت! اما من هنوزم باید با کسی حرف بزنم...

و چه کسی بهتر از خودم...

که ناگفته ام را شنیده است و نا نوشته ام را خوانده!

زندگی را به نکبت ترین فرم، در حال گذراندنیم.

شب بخیر