هیچ عایا زندگی کرده است، موجودی در این خرماپز تب دار؟

یا گذر کرده است از وبلاگ این تنها ترین عیار؟

رد پایی هست بر گرمای این شنزار؟

یادگاری بر دل دیوار؟

های آدمهای زنده ! مردگان هم بر مسیر خود بسوی حضرت دادار، ازین وبلاگ گذر دارند،

تمایز نیست بین آنکه مرده پیش ازینها با شما انگار!

حرفی، اعتراضی، نغمه ای سازی! 

کرید انگار!

روزگاری خاک مملو دهنهامان، به زیر کوهها آوار، کر و لال و گرفتار هزار آژنگ خواهی بود!

پس زنهار!

کنون لب رنجه کن با سختی گفتار

یا یک وعده دیدار!