شاید، بایسته بود اگه یکی از این بیشمار شبکه تلویزیونی ما، مدتها و ساعتها، فیلم ازدواج شاهزاده هری و مگان رو پخش می کرد!

درسته که پسره، هری، عین زردک هست، اما، بهرحال شاهزاده است! 

مگان، حتی یک رژ ساده نکشیده بود!

حتی یک خط  چشم!

حتی یکم ماست از تو یخچالشون به صورت کک مکی اش نمالیده بود!

با همه خالها و جوشها و با اون دستهای زشتی که فقط از یک عمر کار در رختشورخانه ممکنه حاصل بشه، اومد ایستاد جلو یک عااااااالمه آدم و دوربین ازدواج کرد!

فکر کنم فقط حموم رفته بود برا عروسی اش!

تدارکات هم که مادر بزرگه، ملکه، از تو باغچه خونه  چیده بود و همونها رو می بنده به خیک مهمونها

وام نمی گیره ی عنی؟

از سه هفته قبل چرا مگان رو نبرده بودند پاکسازی پوست

مانیکور،

پدیکور

چمیدونم لباس اونجوری اونجوری

می گم تو مراسم چرا یک عالمه آدم اون وسط بپّر بپّر نمی کردند؟

مگه مشروب سرو نمی کنند؟

اصلا اینهمه لوازم آرایشی را پدر سوخته ها فقط صادر می کنند؟! خب یک دو خط می مالیدند به سر و روشون!

الانم فلان برنده مسابقه سازشون داره واسه مهمونها ساز می زنه! چرا اینو زندانش نکردند؟! این از مارمولک جاسوس ولایت ما کمتره؟! بابا بگیرید چوب بکنید تو آستینش مرتیکه مطرب را!

عه، اصلا من نمی فهمم اینها را!

خطبه عقدشونو گوش دادید؟ اصلا نگفتند فلان مگان به چند! مهریه را نخوند! فقط داشت می گفت من قول می دم در شادی و غم، در ثروت و فقر، در سلامت و بیماری، کنار تو باشم تا مرگ!

بعد از اون یکی هم عین همین کلمات را اعتراف می گرفت!

پس مهریه چی؟ الان این که نمی شه که! 2018 تا سکه الیزابت بدید اقل کم!

حال آدمو به هم می زنند اینها! گداها!

مثلا عروسی بچه عمّه من از این عروسی پر خرج تره! این مگان چرا اصلا طلا بهش آویزون نبود؟! فکر کنم دست کم گرفتنش! براش یراق زرد نخریدند اصلا! درست هم هست بابا. این چی بود که چی بهش آویزون کنه کسی!  عه!

میگن ملکه از ازدواجشون راضی نبوده واسه همین اینجوری مثل خر لخت فرستادشون خونه بخت! (این حدس خودمه)

اصلا ملکه نیومده بود تو مراسم! عاقّشون کرده. از ارث هم محرومند! (اینم حدس خودمه)

حالا لامصب پیش نمی ره ببینم چه آب زیپویی به خیک مهمونها بستند!

لابد الان هری و مگان رفته اند حجله! فکر کن! کندن و ده بککککککککن!

خاک تو سر ما که هیچی مون به آدم نرفته است! حتی سکسمون! شب عروسی جلوی هزار نفر دو تا رو می فرستند تو اتاق تا همو خونین نکنند هم ول نمی کنند! یعنی بهترین لحظه عمرشون پر استرس ترین لحظه هاست!

اصلا ولش کن برم بخوابم با زبون روزه!

شب بخیر

 توضیح، ملکه تو مراسم بودش ها! با یک لباس سبز-زرد و یک دنیا عنق منکسره! شوهرش هم با مامان عروس بیشتر گپ می زد تا با زن خودش. از قدیم هم زیاد گفته اند که رابطه ملکه و شوهرش سرد بوده است.

 

زیرنویس شده از مهمونها خواسته اند پول هدایای عروسی را به سازمان های خیریه بدن!

دوره آخر الزمون است به مولا...