عطش پیتزاوی من فرو نخفته هنوز...

امشب،افطار، خودمو به پیتزا فرا خواهم خواند!

دستم رو سیمهای ساز، هرز میتابه. هنوز نتها را به گوش، نمیشناسم. حتی به تناوبشان😞

دلم، چاااااای میخواد!

چااااااای! با نون شیرمال! و خرما!

چقدر دلم شیرینی را بیشتر از شوری میخواد! گمونم افت قند دارم

صدای داد پیرمرد همسایه میاد، یک جور غذا درست کن! اون یکی را فردا...