یک قضاوت
نوشته که :
زندگى انگلى؟تو يا واقعا كورى كه مسئوليت هاى خانوم ها رو نميبينى،يا روانى هستى كه هميشه در موردشون با عناد حرف ميزنى،يا واقعا تو خونه ى خودتون مادرت رو به چشم انگل نگاه ميكنى.چون ايشون هم شاغل نيستن!اما از نظر تو هر كسى كه شاغل نيست و سر سفره ى مردش ميشينه انگلِ.تو بيمارى،يه بيمار سرخورده ى روانى اجتماعى،بزرگترين دليلش هم اينه كه از موهبت زندگى با يك زن سال ها بى بهره بوده اى.بجاى اينكه عيبت رو پيدا كنى و اصلاحش كنى،فرافكنى ميكنى و ميخواى همه ى معايب دنيا رو توى زن ها خلاصه كنى كه بگى به اين علت به زندگيت راهشون ندادى!فرافكنى هم يه مكانيزم دفاعيه كه تا حدودى هم در مواقع سرخوردگى جواب ميده اما،در تو تبديل به بيمارى شده.حتى جاهايى خوندم كه از خودت هم بدت مياد،از خواهرات هر بار به يه دليلى بدت مياد.از برادرزاده ى كوچيكت بخاطر رفتار بچگانه و طبيعيش بدت مياد.از برادرزاده ى بزرگت بخاطر غرور جوانى يا نوجوانيش بدت مياد.از پدر مرحومت هربار به بهانه اى بدگفتى،از مادر زحمتكشت هميشه ايراد مى گيرى و هربار يه عالمه انتقاد بهش دارى.بهتر نيست يه نگاه به خودت بندازى ببينى چى هستى؟!كى هستى؟!باشه اگه درس خوندى و زحمت كشيدى و نون حلال ميبرى تو سفره ات خيلى هم خوبه اما به لحاظ روابط اجتماعى كجا هستى؟كى هستى؟حتى تو محل كارت كسى دوس نداره دم پره تو باشه چرا؟چون بيمارى
[پاسخ:]
اولا که من اگه می گم انگلی، سر صحبتم به خیلی ها که خیلی از مردها مردترند نیست. الان بین رفقای همین وب اقلا چندتا خانوم هستند که غیرتشون از هرچی مرد هست بیشتره. اون که من می گم سر خیلی ها و متاسفانه اکثریت جامعه هست که تا بهش سلام می کنی می گه "یک زن انتظار داره از همه نظر ساپورت بشه". این ساپورت تو ماتحتتون که خودتون هیچ مدل ساپورتی نه بلدید نه می دید، بعدانتظار فقط دارید. من اگه ازدواج نکردم، دلیلش نه بیماری جسمی یا روحی، که عدم مواجهه با آدمی بودکه ازدواج، منتهای آمال زندگی اش نباشه و مزدوج شدن براش فرق داشته باشه با سوار شدن به اتوبوس! من یک همراه جستجو کردم و خب تا الان به هر دلیل پیدا نشده دیگه هم دنبالش نمی گردم. نه فقط مادر من که همه هم نسل های ایشون سگشون شرف داره به دخترهای دم بخت الان! نگاه اونها به زندگی مسوولیت پذیری بود و نگاه امروزی ها به زندگی، صرفا خوک پرواری. ببخشید اگه معدود کسانی هستند که استثنا هستند بینتون