خب دیروز و امروز سر جمع حدود 250 هزار تومن خرج دندونم شد. 

یادم نمی ره 100 هزار تومن درست بخاطر درد دندون یک بنده خدایی بهش قرض دادم و هنوز بر نگردونده، با اینکه بارها بهش گفته ام. روزگاری می رسه که با چراغ دنبالم می گرده دینی که به گردنش هست را ادا کنه و پیدام نمی کنه. هم این ،هم اون یکی که خودش می دونه...

بگذریم

بازم رفتم کتابفروشی. نتونستم کتابی پیدا کنم که خودآموز، بتونه یکم ریاضی یاد بچه بده. هرچی کتاب بود سوال بود. تست بود. درسته می شه با پرسشگری چیزهایی را تعلیم داد اما، آخه یک گاهی هم باید یک چیزی را یاد داد، بعد ازش آزمون گرفت!

نشد خلاصه. نتونستم. انگار تاکید کتاب نویس ها بجای آموزش محتوی بر تست زنی است، حتی از دبستان.

درواقع می خواستم ببینم اگه به قول مادر غزاله، معلم یک مدرسه ای در یک پایه ای خوب نبود، آیا کتابی هست که به این بچه محتوای  اون کتاب را در اون دوره یاد بده یا نه

دیدم نه!

حتما باید کسی همراه کتاب پا به پای دانش آموز قدم بزنه! وگرنه،

بگذریم.

الان حس می کنم دندونم بلند است! نمی دونم چرا همونجا به چشم نمیاد . همیشه همینطوره. میام خونه تازه می فهمم!