رفتیم بیرون امروز هم

دوغ گوسفندی خریدیم، چهار کیلو از قرار کیلویی 1500 تومن. 

طرف دو سبد کشک تازه با خودش آورد. وقتی وارد مغازه شد بجز من سه تا مشتری دیگه هم بود. به همه تعارف کرد و دو تا گلوله بزرگ از کشکها رو مهمان وار، ملت خوردند براش!

خخخخخ

چه آدمهای ساده ای هستند اهل دهات! هم میزبان و هم میهمان، با سادگی تمام! اون تعارف زد، اینها هم خوردند! یک پیرمرد بود، شاید آخرین کشک عمرش را...

و یک زن جوان، که بعد از چندتا گاز دنبال کیسه فریزر می گشت بقیه کشک را با خودش ببره!

خوبه این توبره ها همیشه دنبال شما زنهاست! کیف دستی هاتونو می گم! چی می برید باهاش؟!؟!

بعد از دوغ، سر یک میوه فروشی پرت توقف کردم و دو تا خربزه خریدم، بزرگترینی که داشت، با سه تا طالبی. جالب بود که این طالبی هنوز داشت! مغازه های کف شهر طالبی ندارند. می گن اعتصاب راننده ها باعث شده میوه نیاد. هندونه ها همه نارس شده و گرون. کیلویی 1800 تومن. یک هندونه گرد در میاد  حدود 10 هزار. کشاورز از ذوق داغی بازار، تند می چینه هندونه اش را، می فرسته بازار... بقیه هم که نمی تونند بفرستند، لابد سر زمین لق می شه به اصطلاح! باید کارخونه کنسانتره میوه باشه بعضی جاها. کارخونه های سیار! چرا کسی این ایده رو نداره احیانا؟ شما اگه بخوای یک سیب رو به پنج تا قوطی آب سیب تبدیل کنی قطعا باید یک عالمه شکر و افزودنی و الخ دنبالت باشه. کارخونه اش بزرگ می شه. اما وجود یک آب میوه گیری نیمه صنعتی، یکم بزرگتر از خونگی، که مثلا روزی پنجاه تا صندوق سیب رو بتونه آب بگیره و بریزه تو قوطی و پلمپ کنه، ورودی اش  فقط سیب باشه، خروجی اش آب سیب، این نباید اینقدرها عریض و طویل باشه.

باید؟

یکی دو سه تا کاروان فصل هر میوه ای بکشند برن یک کنار، میوه رو بخرند کنسانتره بدن کشاورز، یا حتی بازار! صد درصد طبیعی! چرا نشه؟ نگهداری ویژه می خواد؟!

الحمدلله که کسی هم از شما صنایع غذایی نخونده دو خط استمداد کنه به ماها.

آقا دیروز قران می خوندم دوتا چیز جالب بود برام. یکی اینکه خدا بشر رو تحقیر می کرد. می گفت اگه بهت بگم یک پشه (ذباب) درست کن نمی تونی و اگه یک پشه یک چیزی رو ازت بگیره ،باز نمی تونی کاری بکنی!

فکرمی کردم بابا الان که دیگه ربات ساخته قد پشه، پرواز می کنه، فیلم می گیره، بر می گرده، این آیه قران نقض نشده باشه یک آن!

برخلاف شما که فکر می کنید من نشسته ام مچ خدا رو بگیرم، کاملا سلیم النفس، فکر کردم به موضوع بعد دیدم، 

بشر گه بخوره که بتونه یک چیزی بسازه که گه می خوره، پرواز می کنه! 

والله!

(البته این تا الان است. ببینیم بعدها چی می کنه ناسا)

دومی اش این بود که خدا بشر رو تهدید کرده به آب!

صریحا نوشته که ما آب را هرچقدر بخواهیم هرجا بخواهیم می فرستیم، وقتی هم نخواهیم نمی فرستیم! این مضمون! بذاریدپیدا کنمش. گمونم سوره حج بود. 

این که خدا هم از حربه تحریمها استفاده می کرده  است، تازه کشف شده به ما. و لابد اوباما و خلفش قران رو بهتر از ما بلده که رفته تو کار خدا! همون کاری رو کرده که گفته خدا! حالا قدرت بر آب نداشته، بر داروها، تکنولوژی، بر بانکها،...

و ماییم و این روز سیاه! هرچند حضرت آقا اصلا اینو قبول نداشته باشند. چیزی که عوض نمی شه بین ماها...