ای سواره های بی انصاف! یکی منو برسونه😄

دیر رسیدم به اولی

و الان، دومی، زارتی از جلو چشمم گذشت😂

خوبه، دوست دارم. عمدا دارم با رفتن لاس میزنم! بجای سر خط، ایستگاه دوم و سوم را واسه سوارشدن انتخاب میکنم. پله برقی سوار میشم...

دم سحری خوردن ترمینال ابوغبیبه دبی تو ذهنم میچرخید! نگو قرار بوده امروز، اتوبوس سوار بشم😄 یک همچین پیامبری ام من!

 این زنها چشونه! یا به شددددت عصبانی اند، یا نا امید!

دسته اول عموما حلقه هم دارند، با ارایش تختخواب پسند...

دومی ها بیشتر، یا مجردند، یا بی تمایل به طلای زرد...