بعد از خیس کردن پیرهن لک شده در سرکه سفید، اونو تو جوهر نمک هم خیس انداختم. بعد لکه ها رو با پودر صابون و پودر ماشین اساسی سابیدم. تقریبا محو شده اند. حالا انداختم تو لباسشویی که برای بار نهایی شسته بشه. نتیجه مطلوب حاصل خواهد شده بودن باید انشاالله تبارک و تعالی.
یک گاهی آدم تو خونه نشسته، ییهو شصت هفتاد هزار تومن ضرر می کنه! نمونه اش همین. فکر کنم پیرهنم رو همین حدود قیمت خریده بود. ناکار شد طفلک!
بیخیال.
چهارشنبه می خوام برم باغ اخوی. طفلک رو هر سال یکم از زمینش رو می گیرند! بالاخره امسال شاکی شده، می خواد مسّاحی کنه و بره شکایت کنه از دست قوم مجاور! چه مردمی هستیم ما. زمین تا بایر هست کسی مالک نیست. آبادش که می کنند هی بهش نوک می زنند!
سرم درد می کنه یکم. به نظرتون از روزه است؟!
چطوره افطار کنم؟
مداااااااااااااام تو گوشم صدای اذان میاد من! فکر کنم روزه ام قبول است. اذان داده اند دیگه! من شنیدم! الله اکبر الله اکبر. الله اکبر الله اکبر. اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله...
والله!