یک مشت آدم بی دین، یا دین تقلیدی، و حتی خدا تقلیدی! کاش رفته بودم حوزه! اونجا بلکه یک آدم استخون داری پیدا می شد دو کلام بحث کنیم، پیشرفت کنیم! چیه این کدو تنبل ها!
آخرش هم یک فرقه ضاااااااااااااااله از خودم در می کنم! حالا ببین! وقتی کسی نیست بحث کنه افکار آدم چکّش کاری بشه اصلاح بشه خالص و ناخالصی اش پیدا بشه، آدم می شه ابوبکر بغدادی!
دیشب نشون می داد یک کردی بچه هاشو بالاخره تونسته بود جمع کنه از دست داعش، میگفت دارم دیوانه می شم. یکیشون ترکی حرف می زنه (گویا بچه را برده بودن سمت ترکیه چند سال)، یکیشون عربی حرف می زنه، خودش و بقیه بچه ها هم کرد بود! می گفت اصلا نمی فهمم چی به چیه! صداش می کنم نمی فهمه! گشنش می شه نمی تونه بهم بگم! خلاصه یک وضعیتی! دلم سوخت...
چرا در دارالعباد اسلامی یک جای امنی نیست آدم بره سوال کنم بحث کنه عالم پر مدعای دینی رو به چالش بکشه بلکه یا خودش هدایت بشه یا اوشون رو از ضلالت در کنه؟ عمق پیدا نمی کنه خداشناسی چرا؟! کجایند مردان بی ادّعا؟
دیوونه هم خودتونید. گفته باشم.