نزدیکهای محل بازی بچه ها، فضا مملو از اهنگهای نسل امروز...
بوی چمن مرطوب
باد خنک
تک و توک، کلنی ادمهای ناساز!
یا حس میکنی معتاد است،
یا مهاجر...
خاله خانوم رو از قبرستون رسوندیم تا در خونه اش،
یکی دخترها پنج ماهه حامله است،
اون یکی در شرف طلاق
اون یکی دیگه مشغول پرستاری از شوهرش که تو سفر اخیر کربلا، زمین خورده و گویا، باباش در اومده است...
تازه میشه فهمید خاله خانوم چرا اینهمه وقت مرتب میاد قبرستون و عین ننه م ده ها اشک میریزه،
طبیعی شد حالا. شوهرش معتاد شده خاک بر سر، دامادها هم نفله و نامرد و ناتوان!!! طرف زن پنج ماهه را آورده منزل پدری اش، چون مراقبت ویژه میخواد...
چرا هیتلر را تقبیح میکنند بعضی ها؟
ایده پالایش نسل،
نژاد برتر...
نور به قبر رضاشاه . حیف روزگار در استراتژیک ترین تصمیمش، اتحاد با آلمان، یاری اش نکرد...
صد حیف...
کاش تاریخ تکرار میشد! اول لیاخوف روسی مجلس را به توپ میبست...
بعد استبداد صغیر...
تا برسه به رضا شاه کبیر
حالا کات!
اهنگها چه مزخرف شده است...
نیمه جانم ای .نیمه جانم. چه حالی دارم امشب
روح و روانم .اشوب زمانم، هواتو دارم
یارم ای یار یار یار...
اینها همین مفلوکهای معتادند...
یکیشونو امروز دفن کرده بودند. جوون. سنکوپ کرده بود انگار، مامانه. پیرزن، چقدر چرند گفت سر مزار
فامیلهایی عین بزززز! فقط مراقب عینک آفتابیهاشون بودند و خلخالهای بدلی...
و قران
اینبار سوره فرقان...
میگه و رتله ترتیلا
یعنی منظم بهت خواندیم...
روایتی متفاوت از تاریخ! اینکه بجز سوره هایی که یکباره کامل نازل شده اند، در مواردی، هر باری چندتا ایه از یک سوره نازل شده
یعنی یک سوره تمام نشده، آیاتی از سوره دیگه نازل میشده و بع ها به اینها اضافه میشده تا کامل شدند...
اینکه درخصوص تعداد ایات قران، هنوز هم اتفاق نظر نیست