دیروز یک ایمیل یک سطری، دو جمله ای، برای این یارو استااااااااااد بزرگوار نوشتم

بعد به آبجی که گفتم، یکم بهم غر زد

گفت اینجا واسه ایمیل نوشتن وقت می ذارند. خیلی دقت می کنند. مشورت کن اگه دلت خواست!

حالا مثلا بزرگترین خبط من این بوده که سر نامه اسم یارو رو ننوشته بودم. همین. وگرنه با متن و بطن ماجرا مشکل نداشت.

تو فارسی هم، واقعا خیلی ها نمی تونند دو خط نامه اداری بنویسند. بدون توجه به سطح سواد و مدرک و مقام. نامه هایی که از سازمان آب یاسوج میاد همیشه یک سوتی های بزرگی دارند که اصلا باید بشینی بخندی فقط. انگار طرف در اوج عصبانیت یک نامه نوشته بعضا فعل نداره جمله، بعضی اوقات انتظار داری ته جمله فعل مثبت باشه ییهو یک فعل منفی می ذاره می شه منفی در منفی یک خر تو خری...

چه باید کرد؟

شیلنگ گاز را عوض کردم. با اینکه دقیقا هم طول با قبلی هست اما این نمی دونم چرا کوتاه به چشم میاد! بخدا! گذاشتم کنار هم دقیقا اندازه هم خریده بودم. ولی الان که بستم رو کار، رفت بالاتر ایستاد!!!

بوی آش رشته به هواست. مخلوط با بوی کتلت. جاتون تهی.

فقط من چه کنم تا فردا؟! می میرم یحتمل

کاش این اداره مالیاتی ها امروز بررسی کنندو بخوابه شر ماجرا. الان دو تا ثبت نام دارم یکی مرحله 27 هست با اداره مالیات بهارستان، یکی 33 هست با چهارمحال! این دومی را الان اصلاح کردم به بهارستان. مطمئنم که به کد پستی یکسان این دوتا ایراد می گیره حالا! بعد نمی تونم تو اون که بهارستان پر کردم هم دست ببرم...

بذار برم سعی کنم، شاید بشه. بهارستانه رو غلط کنم، بلکه این اصلاحات امروز اعمال بشه و بخوابه شر ماجرا